
مي نويسم كه عاشقم نيست مي نويسم كه به ياد من نيست .
مي نويسم به ياد مهرباني من نيست .
اوني كه بوي يارم رو مي داد ديگه نيست يعني اون رفت دلم نمي خواست ديگه هيچوقت اينجا را آپ كنم و دلتنگيهامو ياد كنم ولي اينجا تنها جايه كه خودم هستم و آيينه اي كه مقابلش مي شينم و مي گم و حرفهامو مي گم اينجا همون دختر خيره سر عاشق هستم فكم قفل كرده بود باور اينكه اصلا به ياد من نبوده و نيست عزيزترين كسي رو كه داشتم و دارم تو زندگيم سخته و دردناكه ولي با گذشت زمان فهميدم اين واقعيت و حقيقت تلخه كه اون به ياد من نيست ياد و خاطره من همچون نسيم از زندگيش گذشتم احساس درخت خزان زده اي را دارم كه خشك شده و اميد بهار ندارم راستي تموم شدن چه آسونه واقعا من تمام شدم .

مي نويسم كه عاشقم نيست مي نويسم كه به ياد من نيست .
مي نويسم به ياد مهرباني من نيست .

سلام
از روزی که سجاده عشق تو بدستم رسید با خودم عهد کردم تا آخرین روز عمرم فقط بر روی سجاده ای نماز بخونم که عطر دستهای تو رو حس کرده بندگی کنم (۲۳/۳/۸۷)

سلام
چقدر دلم برات تنگ شده و یه آرزوی بزرگ دارم آرزوی بزرگم اینه به اندازه یه چای خوردنت کنارت بشینم باهات حرف بزنم و سرمو روی سینه ات بزارم ...... و یه نفس با عطر حضور دوباره تو بکشم
خدایا چقدر آرزوی من بزرگه

هواي دلم و آسمان نگاهم ابريست و چشمانم باراني با بارش باران اشكهام برروي غبار لبهايم بوي عطر خاك باران خورده دارد و اين طعم باران و اين احساس و حال يعني دلم برايت تنگ شده است و دوباره دلم هواي آغوش تو را دستهاي تورو بوسه هاي تو كرده است دلم تنگ شده بايد به كي بگم ............

آمار بازديد : نفر
افراد آنلاين : نفر